به روز شده در: ۰۴ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۷:۴۰
کد خبر: ۷۳۹۱۸۶
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۵ - ۰۴ اسفند ۱۴۰۴

کنگره توان مقابله با تصمیم نظامی ترامپ را خواهد داشت؟

روزنو :با تشدید آرایش نظامی آمریکا در منطقه و اعزام دو ناو هواپیمابر، گمانه‌زنی‌ها درباره سناریوی «ضربه محدود» علیه ایران افزایش یافته است؛ گزینه‌ای میان دیپلماسی و جنگ فراگیر. هم‌زمان، دونالد ترامپ در برابر انتخابی سرنوشت‌ساز میان توافق هسته‌ای یا اقدام نظامی قرار دارد و کنگره در پی محدودسازی اختیارات اوست. در بعد فراآتلانتیک نیز مخالفت بریتانیا با استفاده از پایگاه‌های راهبردی، شکافی سیاسی و حقوقی ایجاد کرده که محاسبات عملیاتی واشنگتن را پیچیده‌تر ساخته است.

کنگره توان مقابله با تصمیم نظامی ترامپ را خواهد داشت؟

با بالا گرفتن تحرکات نظامی ایالات متحده در منطقه، برخی تحلیلگران بر این باورند که اعزام دو ناو هواپیمابر آمریکایی نمی‌تواند اقدامی عادی یا صرفاً نمایشی باشد.

به گزارش روز نو، چنین آرایشی از قدرت، آن هم در شرایطی که هر روز حضور دریایی واشنگتن صد‌ها میلیون دلار هزینه در بر دارد، به‌سختی با منطق «نمایش قدرت» سازگار دانسته می‌شود و بیشتر بوی طراحی سناریویی هدفمند را می‌دهد.

ضربه در سایه مذاکره؛ سناریوی جنگ محدود روی میز واشنگتن

از نگاه این طیف از ناظران، سناریوی محتمل‌تر نه ورود به یک جنگ فراگیر همانند سال ۲۰۰۳، بلکه اجرای ضربه‌ای محدود، حساب‌شده و نقطه‌ای علیه اهدافی حساس و مشخص است؛ اهدافی که می‌تواند شامل برخی سایت‌های مرتبط با برنامه موشکی، تأسیسات ذخیره‌سازی، کارخانه‌های معین یا حتی چهره‌هایی با نقش مستقیم در این پرونده باشد. به تعبیر آنان، واشنگتن ممکن است در پی آن باشد که با اقدامی کوتاه‌مدت و متمرکز، پیام بازدارنده‌ای ارسال کند بدون این که در باتلاق جنگی طولانی و فرسایشی فرو رود.

این تحلیلگران بر این نکته تأکید می‌کنند که تمرکز فعلی ایالات متحده بر دو پرونده کلیدی قرار گرفته است: برنامه موشک‌های دوربرد و برنامه هسته‌ای ایران. از منظر آنان، اگر این مسیر‌ها از طریق مذاکره و سازوکار‌های دیپلماتیک مهار نشود، گزینه اقدام نظامی محدود می‌تواند به‌عنوان ابزاری برای ترسیم «خطوط قرمز جدید» روی میز باقی بماند.

در امتداد همان چارچوب تحلیلی، برخی ناظران معتقدند که گزینه هدف قرار دادن بازو‌های منطقه‌ای ایران همچنان یکی از محتمل‌ترین سناریو‌های روی میز واشنگتن است؛ سناریویی که به آمریکا امکان می‌دهد فشار راهبردی وارد کند، بی‌آنکه آتش یک تقابل مستقیم و پرهزینه با تهران را شعله‌ور سازد.

به باور این تحلیلگران، اگر ایالات متحده بخواهد از تشدید ناگهانی تنش با جمهوری اسلامی پرهیز کند، اما هم‌زمان پیام بازدارنده‌ای روشن ارسال نماید، میدان‌های پیرامونی می‌توانند به صحنه اعمال فشار تبدیل شوند. در این چارچوب، احتمال وارد آمدن ضربه در کشورهایی، چون عراق یا لبنان مطرح می‌شود؛ جغرافیا‌هایی که از نگاه غرب، امتداد عملی و میدانی نفوذ منطقه‌ای ایران تلقی می‌شوند.

سناریوی دیگر، هدف قرار دادن سایت‌های لجستیکی مرتبط با گروه‌های همسو با ایران در این کشورهاست؛ مراکزی که به زعم تحلیلگران غربی، نقش پشتیبانی، انتقال تجهیزات یا هماهنگی عملیاتی را ایفا می‌کنند. چنین اقدامی، در منطق طراحان آن، پیامی دوگانه مخابره می‌کند: از یک سو نشان می‌دهد که واشنگتن آماده استفاده از ابزار سخت است، و از سوی دیگر با پرهیز از هدف گرفتن مستقیم خاک ایران، تلاش می‌کند دامنه درگیری را کنترل‌پذیر نگه دارد.

این تحولات در شرایطی رقم می‌خورد که برخی گروه‌های عراقی در هفته‌های اخیر سطح هشدار در ادبیات سیاسی و امنیتی خود را به‌طور محسوسی افزایش داده‌اند و تصریح کرده‌اند که هرگونه هدف قرار دادن ایران، در مرز‌های جغرافیایی آن محصور نخواهد ماند. این مواضع در حالی مطرح می‌شود که نشانه‌هایی از جابه‌جایی‌های محدود در نزدیکی سایت‌های حساس محل استقرار نیرو‌های آمریکایی در عراق مشاهده شده است.

ضربه محدود یا کارزار طولانی؛ نقشه‌های احتمالی پنتاگون در انتظار پاسخ تهران

بر پایه گزارشی که وال استریت ژورنال منتشر کرده، دونالد ترامپ اکنون در برابر فهرستی محدود از گزینه‌ها برای مواجهه با پرونده ایران ایستاده است؛ موقعیتی که در آن دامنه دیپلماسی روزبه‌روز تنگ‌تر می‌شود و سایه بازدارندگی نظامی پررنگ‌تر از گذشته خود را نشان می‌دهد.

این روزنامه می‌نویسد رئیس‌جمهور جمهوری‌خواه آمریکا در نقطه عطفی قرار گرفته که می‌تواند سرنوشت میراث سیاسی او را رقم بزند؛ چراکه انتخاب‌های پیش‌روی او به شکلی کم‌سابقه محدود شده است: یا باید توافقی را امضا کند که برنامه هسته‌ای تهران را مهار سازد یا وارد مسیری شود که به جنگی پرهزینه و غیرقابل پیش‌بینی بینجامد؛ جنگی که پیامد‌های آن برای ایالات متحده و منطقه خاورمیانه می‌تواند سنگین و مهارنشدنی باشد.

به نوشته وال استریت ژورنال، دولت دونالد ترامپ از فاصله زمانی میان طرح مطالبات واشنگتن و انتظار برای پاسخ تهران بهره گرفت تا آرایش نظامی خود را در اطراف ایران تقویت کند؛ اقدامی که به گفته این روزنامه، به شکل‌گیری بزرگ‌ترین تمرکز هوایی ایالات متحده در خاورمیانه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ انجامیده است.

بر اساس این گزارش، اگر ایران شروط ترامپ را نپذیرد، طیف گزینه‌های پیش‌روی رئیس‌جمهور آمریکا گسترده خواهد بود: از یک ضربه اولیه محدود با «بانک اهدافی» که جزئیات آن هنوز روشن نشده، تا حرکت به سوی کارزار بمباران طولانی‌مدتی که می‌تواند هفته‌ها ادامه یابد و دامنه درگیری را به‌طور قابل‌توجهی گسترش دهد.

در همین حال، ویلبر راس، وزیر بازرگانی در دوره نخست ریاست‌جمهوری ترامپ، تصمیم اخیر دیوان عالی آمریکا مبنی بر رد استفاده رئیس‌جمهور از تعرفه‌های گمرکی را عاملی دانست که ممکن است احتمال اقدام نظامی علیه ایران را افزایش دهد. او تصریح کرد: «فکر نمی‌کنم ترامپ بتواند این شکست را بپذیرد و سپس چنین برداشت شود که از موضع خود در قبال ایران عقب‌نشینی کرده است.»

وال استریت ژورنال به نقل از سوزان مالونی، کارشناس امور ایران در مؤسسه بروکینگز در واشنگتن، نوشت که دونالد ترامپ با «ریسک‌های فراوان و گزینه‌هایی که به‌ویژه جذاب نیستند» روبه‌رو است. به تعبیر او، رئیس‌جمهور آمریکا در نقطه‌ای ایستاده که هیچ‌یک از مسیر‌های پیش‌رو هزینه اندکی ندارند و هر تصمیم می‌تواند پیامد‌های پیش‌بینی‌ناپذیری به‌همراه داشته باشد.

در همین چارچوب، ولی نصر، مقام پیشین آمریکایی و استاد دانشگاه دانشگاه جانز هاپکینز، نیز تصریح کرد: «ما هرگز ندیده‌ایم ترامپ تا چه اندازه آمادگی پذیرش خسارات را دارد.» او با اشاره به رویکرد عملیاتی رئیس‌جمهور آمریکا تاکید کرد که ترامپ معمولاً عملیات‌هایی را ترجیح می‌دهد که شهروندان آمریکایی را در معرض تلفات قابل توجه قرار ندهد و هزینه انسانی مستقیم برای ایالات متحده به حداقل برسد.

ولی نصر هشدار داد که اگر ترامپ اطمینان نداشته باشد ایالات متحده می‌تواند در همان گام نخست تمامی ظرفیت‌های ایران را نابود کند، ورود به مرحله بعدی با خطرات جدی و غیرقابل مهار همراه خواهد بود. به بیان دیگر، هر اقدام نظامی که به‌طور کامل توان بازدارندگی تهران را از میان نبرد، می‌تواند به چرخه‌ای از واکنش و ضدواکنش بینجامد که مدیریت آن به‌سادگی ممکن نخواهد بود.

ساعت تصمیم در واشنگتن؛ آیا ابتکار نظامی پیش‌دستانه کلید می‌خورد؟

نگاه‌ها به ساختمان کنگره ایالات متحده در هفته آینده دوخته شده است؛ جایی که نمایندگان خود را برای رأی‌گیری درباره قطعنامه‌ای تاریخی آماده می‌کنند؛ قطعنامه‌ای که هدف آن مهار اختیارات دونالد ترامپ و جلوگیری از هرگونه حمله نظامی به ایران بدون مجوز قبلی قانون‌گذاران است.

در همین حال، این پرسش در محافل سیاسی واشنگتن پررنگ شده که آیا ترامپ به «فرار رو به جلو» متوسل خواهد شد یا نه؛ سناریویی که بر اساس آن، رئیس‌جمهور ممکن است پیش از شکل‌گیری محدودیت‌های قانونی، ابتکار عمل نظامی را در دست گیرد.

برخی کارشناسان بر این باورند که ترامپ ممکن است پیش از رأی‌گیری کنگره، ضربه‌ای محدود علیه ایران وارد کند تا معادله را به نفع خود تغییر دهد و نمایندگان را در برابر واقعیتی تازه قرار دهد. در مقابل، گروهی دیگر هشدار می‌دهند که عبور از کنگره و نادیده گرفتن فرآیند قانونی می‌تواند به بحرانی داخلی بینجامد؛ بحرانی که نه‌تنها شکاف‌های سیاسی را تعمیق می‌کند، بلکه مشروعیت تصمیم نظامی را نیز زیر سؤال می‌برد.

برخی تحلیل‌گران بر این باورند که دونالد ترامپ این توان را دارد که پیش از رأی‌گیری کنگره ایالات متحده دست به اقدام بزند و اگر به این جمع‌بندی برسد که مذاکرات به شکست می‌انجامد، ممکن است پیش از آنکه با محدودیت‌های قانونی مواجه شود، ضربه‌ای وارد کند. آنان یادآور می‌شوند که ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود، بدون مجوز کنگره، حملات محدودی علیه سوریه انجام داد و در سال ۲۰۲۰ نیز دستور ترور ژنرال سلیمانی را صادر کرد؛ تصمیمی که تنش‌ها میان واشنگتن و تهران را به اوج رساند. از نگاه این گروه، رئیس‌جمهور ممکن است «از دست دادن فرصت موجود» برای ضربه زدن به ایران را خطایی راهبردی تلقی کند.

در برابر سناریوی اقدام پیش‌دستانه، گروهی دیگر از تحلیل‌گران هشدار می‌دهند که هرگونه حمله پیش از رأی‌گیری کنگره ایالات متحده به‌معنای عبور عامدانه از این نهاد خواهد بود؛ اقدامی که می‌تواند شکاف‌های سیاسی را تشدید کند و حتی در درون حزب جمهوری‌خواه بحرانی جدی بیافریند. به باور آنان، دونالد ترامپ به‌خوبی آگاه است که حمله به ایران بدون پشتوانه و پوشش کنگره، از منظر سیاسی برای او هزینه‌ساز خواهد بود؛ به‌ویژه در شرایطی که میزان محبوبیتش در ماه‌های اخیر روندی کاهشی داشته است و هر تصمیم پرریسک می‌تواند موقعیت او را در داخل تضعیف کند.

این طیف از ناظران معتقدند نشانه‌ها حاکی از آن است که رئیس‌جمهور آمریکا در مقطع کنونی ترجیح می‌دهد مسیر دیپلماسی را در اولویت قرار دهد؛ مسیری که هم از بار حقوقی و سیاسی کمتری برخوردار است و هم می‌تواند از بروز تنش داخلی جلوگیری کند. بر همین اساس، آنان احتمال عبور از کنگره در موضوع ایران را در شرایط فعلی پایین‌تر ارزیابی می‌کنند.

شکاف بر سر پایگاه‌های راهبردی؛ لندن ترمز عملیات واشنگتن را کشید

به نوشته روزنامه‌های تایمز و هیل، دولت بریتانیا درخواست واشنگتن برای استفاده از دو پایگاه راهبردی یعنی دیه‌گو گارسیا در اقیانوس هند و فیرفورد در گلاسترشر را رد کرده است؛ دو تأسیساتی که تحت حاکمیت لندن قرار دارند، هرچند اداره عملیاتی آنها در اختیار ارتش ایالات متحده است. روزنامه چوسون کره‌جنوبی این دو پایگاه را برای آمریکا «حیاتی» توصیف کرده است؛ زیرا امکان استقرار بمب‌افکن‌های بی ۲ و بی ۵۲ را برای اجرای هفته‌ها حملات مستمر علیه ایران فراهم می‌کنند.

اهمیت این پایگاه‌ها بیش از هر چیز در فاصله جغرافیایی آنها نهفته است. فاصله دیه‌گو گارسیا تا تهران حدود ۵۲۵۰ کیلومتر و فاصله فرفورد ۴۴۰۰ کیلومتر است؛ در حالی که فاصله پایگاه پایگاه وایتمن در ایالت میسوری به ۱۰۵۰۰ کیلومتر می‌رسد؛ مسافتی که انجام عملیات را وابسته به سوخت‌گیری‌های مکرر هوایی می‌کند و پیچیدگی لجستیکی آن را افزایش می‌دهد.

به گزارش «چوسون»، در عملیات «چکش نیمه‌شب» در ژوئن گذشته، عملیاتی که تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داد هفت فروند بمب‌افکن بی ۲ ناچار شدند رفت‌وبرگشتی ۲۲۵۰۰ کیلومتری را طی ۳۷ ساعت بدون توقف انجام دهند؛ مأموریتی فرسایشی که بار عملیاتی سنگینی بر دوش نیروی هوایی آمریکا گذاشت. اکنون، در شرایطی که واشنگتن به‌دنبال حملاتی پایدار و طولانی‌مدت ارزیابی می‌شود، این دو پایگاه بریتانیایی به‌عنوان گره‌ای حیاتی در معادله عملیاتی مطرح شده‌اند؛ گره‌ای که رد آن از سوی لندن، محاسبات نظامی آمریکا را با چالش تازه‌ای روبه‌رو کرده است.

به گزارش پایگاه تحلیلی هیل، دلیل رسمی مخالفت لندن با درخواست واشنگتن، «نگرانی از نقض احتمالی حقوق بین‌الملل» اعلام شده است. بر اساس قواعد حقوق بین‌الملل، دفاع پیش‌دستانه تنها در صورتی مجاز شمرده می‌شود که تهدیدی «قریب‌الوقوع» وجود داشته باشد؛ معیاری که میان دولت‌هایی که از حملات غیرقانونی حمایت می‌کنند و دولت‌هایی که مستقیماً آن را اجرا می‌کنند، تفاوتی قائل نمی‌شود.

دولت کی‌یر استارمر بر این باور است که اجرای حمله‌ای پیش‌دستانه علیه ایران، آن هم در شرایطی که تهران درگیر مذاکرات هسته‌ای است از منظر حقوقی «غیرقانونی» خواهد بود. این ارزیابی حقوقی، مبنای اصلی تصمیم لندن برای رد استفاده از پایگاه‌های تحت حاکمیت خود عنوان شده است.

بر پایه توافق سال ۱۹۶۶ میان دو کشور، هرچند ایالات متحده حق استفاده از دیه‌گو گارسیا را برای «اهداف دفاعی» دارد، اما بند‌های تکمیلی این توافق تصریح می‌کند که هرگونه عملیات علیه کشور‌های ثالث، نیازمند موافقت قبلی بریتانیا است؛ بندی که اکنون به نقطه اختلاف میان دو متحد قدیمی بدل شده است. این تصمیم با موجی از انتقاد‌ها در داخل بریتانیا روبه‌رو شده است. روزنامه دیلی میل به نقل از دریاسالار بازنشسته کریس بری نوشت: «در زمانی که متحد آمریکایی ما به ما نیاز دارد، با مخالفت شدید بریتانیا مواجه شد... دولت ما نشان می‌دهد غیرقابل اعتماد و ضعیف است.»

بوریس جانسون، نخست‌وزیر پیشین بریتانیا، در یادداشتی در دیلی میل با عنوان «استارمر در کدام جبهه ایستاده است؟» به تندی به کی‌یر استارمر تاخت و او را به «جانبداری عملی از روحانیون ایران» متهم کرد. جانسون نوشت بریتانیا تحت حاکمیت حزب کارگر دیگر شریکی قابل اعتماد نیست و با این تصمیم، در بزنگاهی حساس از همراهی با متحد دیرینه خود فاصله گرفته است.

او این موضع را با تصمیم تاریخی مارگارت تاچر در سال ۱۹۸۶ مقایسه کرد؛ زمانی که تاچر، با وجود اعتراض‌های گسترده حزب کارگر، به رونالد ریگان اجازه داد از پایگاه‌های بریتانیا برای حمله به لیبی استفاده کند. از نگاه جانسون، آن تصمیم نماد تعهد لندن به اتحاد راهبردی با واشنگتن بود؛ تعهدی که اکنون به‌زعم او زیر سؤال رفته است.

در سوی دیگر اقیانوس اطلس، دونالد ترامپ نیز در شبکه اجتماعی تروث سوشیال به این مناقشه واکنش نشان داد و تصمیم استارمر برای انتقال حاکمیت مجمع‌الجزایر چاگوس به موریس را «اشتباهی بزرگ» خواند. او نوشت: «اگر ایران توافق هسته‌ای را رد کند، آمریکا ممکن است نیاز داشته باشد از دیه‌گو گارسیا و فیرفورد برای نابودی حمله احتمالی استفاده کند.» هم‌زمان، دیوید پترائوس، رئیس پیشین سیا، در گفت‌و‌گو با رادیو WABC اظهار داشت: «بسیار ناامیدکننده است که نیرو‌های آمریکایی نتوانند در این جزیره راهبردی سوخت‌گیری یا بازیابی شوند.»

تصویر روز
خبر های روز